آتشکده
محل عبادت زرتشتيان اصطلاحاً «آتشكده» نام گرفته است. به اعتقاد زرتشتيان، آتش همان نور است كه در مقابل ظلمت قرار گرفته و به همين دليل در جهنم، تاريكى و ظلمت هست و از نور خبرى نيست. به طور كلى قبل از ساسانيان آتشكده هاى بسيارى در ايران وجود داشت، چنان كه بر اساس برخى گزارش ها گشتاسب شاه (از پادشاهان متأخّر كيانى در ناحيه بلخ و حامى زرتشت) فقط حدود 23 هزار آتشكده در ايران ساخته است. در اسطوره ها آمده است كه قديمى ترين و نخستين آتشكده اى كه در ايران شناخته شده از آنِ هوشنگ شاه نوه كيومرث بود كه پس از كشف آتش بنا نهاده است. فرزانه بهرام بن فرهاد صاحب شارستان عقيده دارد پيش از ظهور آشور زرتشت در شهرهاى سكستان و پارس و اصفهان آتشكده هايى بوده است. داستان پيدايش آتش و ساختمان آتشكده ها بسيار دلكش و شيرين است. آتشكده هاى بعدى را تهمورث و فريدون شاه ساختند. فريدون در بخارا و خراسان آتشكده هايى بناكرد. كيخسرو در اردبيل آتشكده آذر كاوس را بنا نهاد. در طرف راست صحراى مرودشت در دامنه كوه هاى بلند رو به روى تخت جمشيد يك نقش مذهبى از زمان ايلاميان در كوه تراشيده اند و برج آتش گاه بزرگى كه در آن جا ساخته اند به نام كعبه زرتشت معروف و از زمان هخامنشيان (پيش از اسكندر) مى باشد. خرابه هاى آتشكده هاى بسيارى از زمان هخامنشيان بر جاى مانده است. آتشكده نوبهارِ بلخ محل عبادت و اعتكاف متديّنان و بزرگ ترين و گرامى ترين پرستش گاه ايران بود و تا زمان اردشير بابكان توسط پادشاهان هميشه آباد و با رونق نگهدارى مى شد. اما اين آتشكده به مرور ودر پى نفوذ گسترده آيين بودا در شرق ايران، به معبدى بودايى تبديل شد، لذا نام «نوبهار» نيز واژه اى سنسكريت و به معناى «دير نو» مى باشد، هم چنان كه سيوآن تزان، زائر چينى سده هفتم ميلادى نيز از آن به عنوان ديرى بودايى ياد كرده است. اجداد خاندان برامكه از مقربان هارون الرشيد از خادمان همين مكان بودند.