فلكها هشت گوى‌اند يك بر ديگر پيچيده، همچون پيچيدن تويهاى پياز. و خردترين فلكها آنست كه بما نزديكتر است، و ماه اندر او همى‌رود و همى‌برآيد، و فرود آيد تنها بى‌هنباز. و هر كره‌اى را مقداريست از ستبرى. و ستاره او را از بهر آن دو بعد اوفتد، يكى در دورترين و ديگر در نزديكترين. و كره دوم كه زبر وى همى‌گردد آن عطارد است. و سوم آن زهره است. و چهارم آن آفتاب است. و پنجم آن مريخ. و ششم آن مشترى. و هفتم آن زحل. اين گويهاى هفت ستاره رونده‌اند. و زبر اين همه گويى است ستارگان بيابانى را كه ثابته خوانند ايشان را يعنى ايستاده.