مرثیه
دو زانو در بغل گریان بود با قلب بشکسته
غریبی حسین بیند ز دیده عنبر افشانست
سهیل امشب میا بیرون حسین حالی دیگر دارد
برای وقعه فردا عجب شور و شرر دارد
ز داغ نوجوانانش بدل صد نیشتر دارد
برای قتل یارانش غمین دل شاه خوبان است
سهیل امشب میا بیرون که امشب زاده زهرا
الی صبح رازها دارد حضور خالق یکتا
ز نظمت عاصیا خون شد دل صدیقه کبری
تمنایت دم آخر از آن شاه شهیدان است
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 12:0 توسط فائق
|